أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

123

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

و بعضى گفته‌اند كه آب حمام مرطب نبود نه بحسب تشرب و نه بحسب ملاقات الا آنكه حمام را عارض مىشود از تاثيرات و تغيرات ديگر كه بعضى از ان بالذات بود و بعضى از ان بالعرض باشد چنان كه حمام تبريد كند بسبب تحليل هواى آن و اين فعل تبريد عرضى او بود از جهت آنكه هواى حمام گرم باشد ديگر آنكه تجفيف كند اعضاى اصلى را هم بواسطه كثرت تحليل رطوبات غريزى كه نائب آن رطوبتى غريب شده باشد ديگر آنكه آب حمام اگر گرم بود در غايت موجب اقشعرار جلد شود و مسام را مستحصف و متكاثف گرداند و نگذار كه رطوبت حمام بعمق اعضا رسد و نيز تحليلى جيدى شود از ان و همچنين آب حمام مسخن بود و مبرد هم بود اما تسخين آن بسبب گرمى آن بود اگر آب گرم باشد و ترطيب هم كند و اما تبريد بسبب آن بود كه چون در بدن بماند بطبع خود بازگردد آنچه بدن از ان تشرب كرده باشد و بدن نيز بدان سبب سرد شود و اما تسخين آب سرد باحتقان حرارت غريزى بود در باطن و تقويت آن كه بسبب آن گرم شود و بهواى حمام هم تسخين پديد مىشود همچنانكه از آب آن و ديگر فعل آب حمام ترطيب بود و چون ترطيب آن بافراط رسد حرارت غريزى شود در تحت آن محتقن شود و بعد از آنكه بافراط رسد ترطيب موجب انطفاى حرارت غريزى شود و بدن را سرد كند و فعل حمام تسخين بود بسبب تحليل و هضم چنان كه اگر غذاى غليظى بود يا خلطى عاصى بر هضم آن را هضم كند و نضج دهد و ماده خون در بدن زياده شود و تسخين كند و استعمال حمام اگر مجفف بود تجفيف كند به آنكه در ان حمام استعمال آب نكنند بلكه اختصار بهواى حمام بود و درين صورت نفع مىدهد اصحاب استسقار او ترهل را و گاه بود كه فعل حمام ترطيب بود و آن حمام را حمام مرطب گويند به آنكه استعمال آب كنند و بس و گاه بود كه فعل او تجفيف بود بسبب طول مكث در ان و كثرت تحليل و تعريق و گاه بود كه ترطيب كنند بانكه در حمام درنگ نكنند بلكه به قدر انتشاف آب و پيش از عرق بيرون آيند و گاه بود كه حمام را در خلاى معده استعمال كنند و در آن وقت هم تجفيف كنند و اگر درنگ كنند تجفيف آن تجفيفى باشد شديد و هزال و ضعف آورد گاه بود كه استعمال حمام در شبع كند و احداث سمن كند بجذب مواد به ظاهر بدن و گاه بود كه سبب سده شود بانجذاب ماده غير منهضم باعضا و مثل ماساريقا و كبد و اگر در نزديك هضم يا آخر هضم اول استعمال حمام كنند تسخين كند بىتسديد و اگر كسى را از استعمال حمام مراد ترطيب بود بايد كه در آب آن‌قدر مكث كند كه او را ضعف عارض نشود مثل اصحاب دق و بعد از آنكه بيرون آيد بروغن بادام يا كدو بدن را چرب كند تا آب در بدن محتبس شود و اثر آن به اعضاى اصلى و وقتى كه از آب حمام بيرون آيد و در هواى حمام از براى تركيب مكث كند بايد كه زمين حمام را از آب پر كند تا از ان بخار در هواى حمام بسيار شود و موجب ترطيبى لطيف شود و چون از حمام بيرون آيد بايد كه بحركتى خفيف بيرون آيد و در محفه نشيند بعد از مكث در مسلخ و استراحت مزاج طلبد و بحركتى هاديه او را منتقل سازند و از طيب خوشبوى بارد مزاج مثل صندل و كافور در حوالى او به كار دارند و چون او را بمستقر خود رسانند از مبردات چيزى وارد بدن او سازند مثل ماء الشعير با سكر بعد از آنكه نفس او قائم شده باشد و مثل شير درازگوش و مثل شيره خرفه و بزر قطونا و امثال اينها را به كار دارند و بايد كه مستحم در حمام چندان مكث نكند كه خوف غشى باشد بسبب گرمى دل و ثوران حرارت و ديگر بدانكه حمام با آنكه آن را منافع بسيار بود او را مضرت هم بسيار بود مثل آنكه طول در حمام موجب سهولت انصباب مواد مىشود بر اعضاى ضعيف و مسترخى مىسازد عصب را و اعضاى عصبانى را و تحليل مىدهد حرارت غريزى را و اسقاط شهوت طعام مىكند و قوت باه را ضعيف مىسازد ديگر بدانكه به غير ازين مذكورات حمام را فصول ديگر بود از جهت احكام آبهاى كه در ان غسل مىكنند كه آب آن استحكام اگر آبى بود كه در ان بورقبه و كبريتيه و بحريه در مالحية آب يا در واقع كه آن آب از معدنى باشد و از آب دريا بود يا بحسب صنعت در ان به آنكه در انجيرى طبخ كنند مثل مويزج و مثل حب الغار و مثل كبريت و امثال اينها كه چون در آب پخته شوند فعل آن با فعل آبهاى معدنى مناسب بود فعل استحمام به آب اين مذكورات تحليل و تلطيف بود و ازاله ترهل و ترتل و منع انصباب مواد بجانب قروح و نفع مىدهد اصحاب عروق مدنى را و اما آبهاى كه در ان قوت بخاصيت بود و حديديه و مالحية نفع مىدهد اين جمله امراض بارده را و امراض رطبه را و نفع مىدهد اصحاب عرق مدنى را و امراض مفاصل و نقرس را و استرخا را و ربو را و امراض گرده را و قوى مىكند جبر استخوان را و نفع مىدهد دماميل را و قروح را و همچنين نفع مىدهد لهات مسترخى را و